خرید بک لینک
زری خانمخونه پدری ما تو این کوچه است . از سال 1347 این محله ساکن هستیم ( البته ما پسر و دخترها هرکدوم رفتیم سر خونه زندگی خودمون ) .تقریباً همانطور دست نخورده باقی مونده ، با مردمانی باصفا ، مهربان و دوست د

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

امروز برا مادر خانمی سالگرد گرفتیم .

یادش همیشه در قلبم باقیست .

آرام ، مهربان ، دوست داشتنی

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

اختتامیه جشنواره فجر تلویزیون را روشن کردم . اختتامیه جشواره فجر بود .تو لحظاتی که نگاه می کردم دوبار تیغ سانسور سیمای میلی بر روی سخنان هنرمندانی که تشریف بردند برا جایزه کشیده شد . حماقت تا به کجا؟ مگر می شود در دنیای

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

روز زن

سلام و عرض ادب و احترام خدمت بانوان عزیزی که گذری به این خلوت ما دارند .

روز زن را به همه این دوستان عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم روز و روزگارتون همیشه خوش و تن و جانتان همیشه سالم باشد .

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

عصری کلی نوشتم و ثبت موقت کردم . آنقدر حاشیه رفتم که نمیخوام دوباره بخونمش و ویرایشش کنم . خلاصه اش حرف آقای پدرام سلطانی بود :در تمام اين سالها به اميد تغيير از مسير صندوق رای در انتخابات شركت كرديم.

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

معین می خوند :

پشت درو ننداختی ننه

با خوب و بدم ساختی ننه

قربون بوی پیرهنت ....

حکایت مادر ماست .

از قدیم مثل بقیه ، خونه ما هم رسم بود قبل خواب پشت درو می انداختیم .

هنوزم مادر این عادت را دارد .

شبا که پیشش هستم وقتی میخواد بخوابه میگه : پشت درو انداختی ننه .

میگم : آره ننه .

صبح زود هم بعد نماز ، نفس زنان و لنگان لنگان میره پشت درو باز میکنه و یه نگاهی هم به کوچه می اندازه .

قدیم تر ها همان صبح زود کوچه را هم آب و جارو میکرد .

برچسب: نویسنده: آناهیتا عابدی تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 21:42

صفحه بندی